
درباره کارتون
کارتون گوژپشت نتردام 2 (The Hunchback of Notre Dame II) یا گوژپشت نتردام 2 : راز ناقوس (The Hunchback of Notre Dame II: The Secret of the Bell) در سبک موزیکال - کمدی - ماجراجویی به کارگردانی برادلی ریموند (Bradley Raymond) در سال 2002 میلادی منتشر شد. این انیمیشن ویدیویی محصول مشترک کشورهای ژاپن و آمریکاست و بر اساس کارتون گوژپشت نتردام محصول سال 1996 میلادی ساخته شده و دنباله ای برای این انیمیشن سینمایی محسوب می شود. فیلم یا انیمیشن ویدیویی به فیلم یا انیمیشنی گفته می شود که صرفا برای ویدیو و رسانه خانگی ساخته شده و بر پرده سینما اکران نمی شود. این کارتون بسیار زیبا توسط کمپانی تصاویر والت دیزنی - والت دیزنی پیکچرز (Walt Disney Pictures) ، استودیو انیمیشن های تلویزیونی والت دیزنی (Walt Disney Television Animation) و 2 استودیو دیگر این کمپانی تولید و توسط استودیو سرگرمی خانگی بوینا ویستا (Buena Vista Home Entertainment) در کشورهای ژاپن و نروژ و توسط استودیو ویدیو خانگی والت دیزنی (Walt Disney Home Video) در کشور آمریکا منتشر و پخش شد. انیمیشن گوژپشت نتردام 2 : راز ناقوس در سال 2003 موفق به دریافت جایزه بهترین آهنگ اصلی و جایزه بهترین دی وی دی یک فیلم انیمیشنی در جشنواره جوایز اختصاصی دی وی دی (DVD Exclusive Awards) شده است. این کارتون علاوه بر دریافت این جوایز نامزد دریافت 12 جایزه دیگر از 3 جشنواره بین المللی شده که از میان آنان می توان به جایزه بهترین اجرای یک صداپیشه (برای هالی جوئل آسمنت) در سال 2003 در جشنواره جوایز هنرمند جوان (Young Artist Awards) اشاره کرد. در خلاصه داستان این کارتون موزیکال کمدی آمده است؛ اکنون سال 1488 میلادی ست و شش سال از وقایع کارتون اول و مرگ قاضی کلود فرولو می گذرد. کاپیتان فیبوس که از طرف وزیر دادگستری به عنوان فرمانده جدید گارد پاریس انتخاب شده با اسمرالدا ازدواج کرده و نتیجه این ازدواج یک پسر 5 ساله دوست داشتنی به نام زفیر است. کازیمودو گوژپشت نتردام در حال حاضر به عنوان یک شهروند در جامعه پاریس پذیرفته شده و در میان مردم زندگی می کند، اما وظیفه خود را از یاد نبرده و همراه با دوستان غول پیکر خود به نام های ویکتور، هوگو و لاورن در کلیسای نتردام فعالیت های خود را ادامه می دهد. ساکنان پاریس منتظر فرا رسیدن روز عشق هستند زیرا هر سال در این روز یک جشن باشکوه برگزار می کنند و به شادی و پایکوبی می پردازند. با فرا رسیدن روز عشق یک سیرک بزرگ به رهبری فردی به نام ساروش وارد شهر پاریس شده و رهبر این سیرک ادعا می کند که یک نمایش مخصوص برای این روز آماده کرده است. ساروش در واقع یک سارق تبهکار است که نقشه ای شرورانه برای سرقت لافیدل گرانبهاترین و محبوب ترین ناقوس کلیسای نوتردام، طراحی کرده و قصد دارد در جشن روز عشق این ناقوس را سرقت کند. لافیدل محبوب ترین ناقوس کلیسای نتردام است که از طلا ساخته شده و با جواهراتی بسیار گرانبها تزیین شده است. ساروش به یک دختر جوان به نام مادلین که در سیرک او مشغول به کار است، ماموریت می دهد تا مکان اصلی ناقوس لافیدل و هویت کسی که از این ناقوس مراقبت می کند را کشف کند. مادلین پس از مراجعه به کلیسای نتردام بدون دیدن صورت کازیمودو با او شروع به صحبت کرده و با این گوژپشت مهربان صمیمی می شود اما هنگامی که کازیمودو خود را به او نشان می دهد، وحشت زده شده و از آنجا فرار می کند. کازیمودو از این موضوع به شدت غمگین و ناراحت شده اما دوستانش او را تشویق می کنند تا برای دیدن دوباره مادلین به سیرک برود. ساروش در سیرک مشغول اجرای نمایش است و در حالی که تماشاچیان نمایش حیرت انگیز او را تماشا می کنند، افرادش تمام وسایل گرانبها و جواهرات تماشاچیان را می دزدند. کازیمودو برای دیدن مادلین به سیرک می رود و ساروش پس از آگاهی از علاقه گوژپشت نوتردام به مادلین، این دختر جوان را مجبور می کند که کازیمودو را فریب دهد تا آنها فرصت کافی برای سرقت ناقوس لافیدل را داشته باشند. مادلین به اجبار و با ترس بسیار زیاد از کازیمودو این ماموریت را قبول می کند اما پس از مشاهده رفتارهای دوستانه و محبت آمیز کازیمودو نسبت به زفیر و کشف ماهیت واقعی این گوژپشت مهربان و خوش قلب، کم کم به او علاقه مند می شود. این دختر جوان پس از بازگشت به سیرک با ساروش مواجه شده و این فرد شرور از مادلین می خواهد تا کازیمودو را سرگرم کند تا افرادش در یک فرصت مناسب ناقوس لافیدل را سرقت کنند. مادلین که به کازیمودو علاقه مند شده از این کار امتناع می کند اما ساروش به شدت عصبانی می شود و مادلین را تهدید می کند که اگر این کار را انجام ندهد افرادش کازیمودو را نابود خواهند کرد. در همین حین گزارشی به دست کاپیتان فیبوس می رسد که در این گزارش افراد بسیار زیادی از سرقت وسایل گرانبها و جواهرات خود در سیرک ساروش شکایت کرده اند. کاپیتان فیبوس به سراغ ساروش رفته و در محل اقامت او یک انگشتر دزدیده شده را کشف می کند. ساروش برای نجات خود عنوان می کند که مادلین این انگشتر را دزدیده و ادعا می کند که این دختر جوان یک سارق حرفه ای ست. کاپیتان فیبوس حرف های ساروش را باور کرده و به افراد خود دستور می دهد تا مادلین را دستگیر کنند اما مادلین به دستور ساروش با کازیمودو برای گردش از سیرک خارج شده است. در حالی که کاپیتان فیبوس به دنبال کازیمودو و مادلین است، ساروش و افرادش برای سرقت ناقوس گرانبهای کلیسای نتردام وارد این کلیسا می شوند. دوستان غول پیکر کازیمودو سعی می کنند از سرقت ناقوس جلوگیری کنند اما در انجام این کار موفق نیستند و ساروش به کمک افراد خود ناقوس را سرقت کرده و از آنجا فرار می کند. پس از این اتفاق لاورن ناقوس بزرگ کلیسا را به صدا در می آورد و کازیمودو با شنیدن صدای این ناقوس متوجه می شود که یک اتفاق بد افتاده و به سرعت خود را به کلیسای نتردام می رساند. کازیمودو و مادلین پس از رسیدن به کلیسا از موضوع سرقت ناقوس لافیدل باخبر می شوند و کاپیتان فیبوس متوجه می شود که ساروش او را فریب داده و به افراد خود دستور می دهد هر چه زودتر این سارق تبهکار را دستگیر کنند. کازیمودو که از سرقت محبوب ترین ناقوس کلیسا بسیار ناراحت شده تصمیم می گیرد به دنبال ساروش و افرادش رفته و ناقوس لافیدل را به کلیسا بازگرداند و از اینجاست که ماجراجویی این گوژپشت شجاع و خوش قلب برای پس گرفتن این ناقوس گرانبها آغاز می شود...
نمایش بیشتر



دیدگاههای انیمیشن